دلنوشتهی یک واحد انسان

خرید بک لینک
به تو چه!

ن جدا به توچه؟!

بخواد حرف میزنه دیگه!

مواظب باش پاتو از گلیمت درازتر نکنی...

خودم قطعش میکنم...

#قاطعیت

دلنوشتهی یک واحد انسان...

ما را در سایت دلنوشتهی یک واحد انسان دنبال می‌کنید

برچسب: دینگ دینگ دنگ دنگ, نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 23:36

کرخت شدگی رو تو پاهام احساس میکردم...

سرعتمو کم کردم...

نم بارون میخورد تو طلق کلاه کاسکم...

هوای سرد...

.

.

.

یه زمانی شوفاژ داشتیم تو خونمون

دلنوشتهی یک واحد انسان...

ما را در سایت دلنوشتهی یک واحد انسان دنبال می‌کنید

برچسب: زمان الوصل,زمان تخمک گذاری,زمان تحویل سال 1394,زمان واریز یارانه,زمان الصمت,زمان واریز یارانه خرداد94,زمان الحسناوي,زمان ظهور امام زمان,زمان اول,زمان تعیین تخمک گذاری, نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 23:36

بهت نمیگم چقدر حالم بده که حق حال بد داشتن رو از تو نگریم...تو حق داری الان ناراحت باشیحق داری که به هم بریزی...البته منم اشتباه کوچیکی نکردم...نباید دیگه جلوی اصرارات کم بیارمنباید هرچی گفتی خواهش میکنم...بگید دیگه ععمنم بگم نمیتونم بگم...برای محافظت از شما هم شده نمیگمهی میگم چیز خوبی نیستاانگار دوست داره! عی بابا!من که کم نمیارم...ایشالا که تهش خیر باشه...منم باید خودمو یه جوری بسازم دیگه دلنوشتهی یک واحد انسان...

ما را در سایت دلنوشتهی یک واحد انسان دنبال می‌کنید

برچسب: بی اعصابی,بی اعصابی در بارداری,بی اعصابی های یک دیوانه,جملات بی اعصابی,متن بی اعصابی,استاتوس بی اعصابی,پست بی اعصابی,اس بی اعصابی,عکس بی اعصابی,پیامک بی اعصابی, نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 23:35

-مامان! نمیذارن بیام بالا...توروخدا شما بیا پایین من برم پیش علی...معلومه از الان چقدر گریه کردی دیگه...بیا پایین قربونت بشم...بیا عزیز دلم...رفتم بالا...صدای دادش از توی راهرو به گوش میرسید...صدایی که انگار میخواست خفه بشه ولی نیروی حنجره ها قوی تر از این حرفا بود...اومدم تو...نگاه پیرمردی که روی تخت کنارش بود با پیر زن کنارش و دختر جوون پایین تخت به من دوخته شد...یه سلام خشک و خالیی کردم و با قدمای بلند رفتم سمتش...بابا بالا سرش بود...داشت ازش فیلم میگرفت...داشت رجز میخوند...چشماش باز بود...کاسه ی خون بود...ولی معلوم بود تو یه عالم دیگست...شعرای محشری میخوند...در وصف امام حسین...بلند بلند...مدح و ثنا میخوند...دست راستش کامل بالا بود و به حالت اشاره به آسمون...شعرایی میخوند که حتی پرستارا هم کف کرده بودن!دختر جوونی که همراه بیمار بغض بود گفت:فقط یه عبا کم داری بری بالا منبرهاسعی کردم بهش چپ نگاه نکنم فقط...مثل بارون اشک میریختم...کم کم داشت کم حال تر میشد...یه دفعه برگشت بهم نگاه کرد...+اورژانسه!؟-ن عزیز دلم...تو اتاقتی...عملت تموم شد؟+خوب عمل کرد؟!-(دلمو دلنوشتهی یک واحد انسان...

ما را در سایت دلنوشتهی یک واحد انسان دنبال می‌کنید

برچسب: عمل البسبوسة,عملة الصين,عمل بینی,عملیات مرصاد,عمل القطايف,عمل ايميل ياهو,عمل الكنافة,عمل ايميل جديد,عمل الفلافل,عملية اللوز, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 23:35

حتی "بیمکس" هم نیاز به شارژ شدن داره!میتونه پا به پات بیاد ها...ولی یه جایی شارژش تموم میشه!اون وقت باید بندازیش رو کولت...یا زیر بغلشو بگیری...هرجور شده برسونیش خونه...بزنیش به شارژ...بعضی وقتا جای "بیمکس" با "هیرو" عوض بشه...ینی جای "مراقب" و "مراقبت شونده" :))) دلنوشتهی یک واحد انسان...

ما را در سایت دلنوشتهی یک واحد انسان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 12:34

خواب دیدم...برامون مهمون اومده بود!از تو آشپزخونه صدام زد...+بدو برو دوتا نون دیگه بخر-عه خب زودتر میگفتی! چرا حواستون نیست شما دوتا!و به خواهرمو و مامان اشاره کردم!یه جوری نگاهم کرد!انگار که ناامید شده باشه...آب یخ بود که ریختن رو سرم!به چادرش اشاره کر که از رو مبل اون طرف کابینت بدم بهش و همزمان گفت...+چادرمو بده خودم میرم...- ن میرم+لازم نکرده-عه! میگم میرم دیگه!با ابروهای گره کرده بهم نگاه کرد...سرمو انداختم پایین...پارچه ی نون رو زد تو تختهی سینم و برگشت که برهتو آشپزخونه...مچش رو گرفتم-سونیا...آبجی...ببخشید+اینجوری میخواستی لایق باشی!؟... دلنوشتهی یک واحد انسان...

ما را در سایت دلنوشتهی یک واحد انسان دنبال می‌کنید

برچسب: نون خامه ای,نون بوست,نون سیر,نون النسوة,نون سنگک,نون و گلدون,نون بربری,نون والقلم,نون عثمان يوسف,نون التوكيد, نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 23:39

برگشته علنا داره بهم توهین میکنه!

جلو همه...

پسره ی احمق...

و چقدر با خودم حال کردم وقتی با یه لبخند تحقیر آمیز ردش کردم رفت..

دلنوشتهی یک واحد انسان...

ما را در سایت دلنوشتهی یک واحد انسان دنبال می‌کنید

برچسب: بی حس کننده طبیعی,بی حسی انگشتان پا,بی حس کننده مقعدی,بی حسی دست و پا,بی حس شدن صورت نشانه چیست,بی حسی پا,بی حسی,بی حس کننده,بی حسی سمت چپ صورت,بی حسی دست راست, نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 2:15

...

متاسفانه هیچ تجربه ای ندارم

هیچ غلطیم از دستم ساخته نیست

حتی نمیدونم اوضاع چیه!

شت...

دلنوشتهی یک واحد انسان...

ما را در سایت دلنوشتهی یک واحد انسان دنبال می‌کنید

برچسب: تجربه نزدیک به مرگ,تجربه مرگ,تجربه زیسته,تجربه نزدیک مرگ,تجربه کاربری,تجربه کیارستمی,تجربه مدرنیته,تجربه گرایی,تجربه عباس کیارستمی,تجربه اولین رابطه زناشویی, نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 2:14

چرا اصلا همه چیز اون سال باید توهم میشد؟!اصلا همه چیز قاطی پاتی بود!میخواستم واسه مامان کادو بخرم :تازه داستانمون با بابا شروع شده بود...مامان خیلی حالش خراب بود...بابام که نمیشد باهاش حرف زد حتی...هدیه نخریدم براش...به جاش تو بغلم مث همیشه گریه کرد...هنوزم دوست نداره تولدشو... دلنوشتهی یک واحد انسان...

ما را در سایت دلنوشتهی یک واحد انسان دنبال می‌کنید

برچسب: تولد مامان جونم,تولد مامان مبارک,تولد مامان جون,تولد مامان بزرگ,تولد مامان جونم مبارک,تولد مامان وبابا,تولد مامان,تولد مامانم,تولد مامانمه,تولد مامانی, نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 2:14

اوضاع اونجوری که باید باشه نیست

حتی نمیدونم چجوریه ها!

ولی میدونم خوب نیست...

دلنوشتهی یک واحد انسان...

ما را در سایت دلنوشتهی یک واحد انسان دنبال می‌کنید

برچسب: اوضاع,اوضاع ترکیه,اوضاع سوریه,اوضاع ایران,اوضاع حلب,اوضاع ایران در آخرالزمان,اوضاع اقتصادی ایران,اوضاع جديدة للجماع بالصور,اوضاع ارمنستان,اوضاع الحمل, نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 9:58

صفحه بندی